أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
329
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
پيش عزيز تو رسوا شوى . اى بنده حق را مخالفت مكن كى دست و پاى تو « 1 » گواهى دهد « 2 » و به عذاب آخرت مبتلا گردى و رسوا شوى « 3 » . لطيفه : پنج كس بر پنج كس گواهى دادند « 4 » : جهودان مريم « 5 » را بزنا منسوب كردند ، عيسى بر پاكى او گواهى داد . قوله تعالى : « قالَ « 6 » إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ . » « 1 - » و بنى اسرائيل موسى را بعيب منسوب كردند . سنگى بر پاكى او گواهى داد . قوله تعالى « 7 » : « فَبَرَّأَهُ اللَّهُ مِمَّا قالُوا . » « 2 - » زليخا يوسف را بزنا منسوب كرد . كودك چهارماهه بر پاكى او گواهى داد . قوله تعالى « 8 » : « وَ شَهِدَ شاهِدٌ مِنْ أَهْلِها . » « 3 - » ترسايان ملك تعالى را « 9 » بزن « 10 » و فرزند منسوب كردند ، هرك در عالم نام « 11 » موحدى داشت « 12 » بر يگانگى او گواهى دادند . قوله تعالى : « شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ . » « 4 - » منافقان و بددينان « 13 » عايشه را بزنا منسوب كردند ، ملك تعالى بر پا كى « 14 » او گواهى داد ، قوله تعالى : « 15 » « أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا يَقُولُونَ . » « 5 - » آن را كى خلق به پا كى او گواهى دهد « 16 » ، او از علت و آلودگى « 17 » پاك « 18 » بود . آن را كى « 19 » حق تعالى « 20 » بر طهارت او گواهى دهد ، او به زلّت كى آلوده شود . آوردهاند كى چون آن سنگ ، جامهء موسى برداشت و برفت ، موسى از پى مىدويد تا بدان قبايل بنى اسرائيل برگذشت ، تا همه او را بديدند و بدانستند كى او را « 21 » عيب نيست و دنبه دار نيست « 22 » ، و آن عيب او به دشمنى گفتند ، پس چون
--> ( 1 ) - + بر تو ( 2 ) - دهند ( 3 ) - « و رسوا شوى » ندارد ( 4 ) - + اول چون ( 5 ) - + گواهى دادند ( 6 ) - « قوله تعالى قال » ندارد ( 7 ) - « قوله تعالى » ندارد ( 8 ) - « تعالى » ندارد ( 9 ) - + جل جلاله ( 10 ) - ندارد ( 11 ) - ندارد ( 12 ) - موحد است ( 13 ) - + و روافض ( 14 ) - + و طهارت ( 15 ) - « قوله تعالى » ندارد ( 16 ) - دهند ( 17 ) - « و آلودگى » ندارد ( 18 ) - پالوده ( 19 ) - + ملك ( 20 ) - « حق تعالى » ندارد ( 21 ) - اندرو ( 22 ) - « دنبهدار نيست » ندارد ( 1 - ) سورهء مريم / 31 ( 2 - ) سورهء احزاب / 69 ( 3 - ) سورهء يوسف / 26 ( 4 - ) سورهء آل عمران / 16 ( 5 - ) سورهء نور / 26